رفتم من از ياد ...

مي دوني جايي ندارم ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

جز امشب زير بارون برم پيش خدامون ...

اگه يك شب ديگه زير بارونا قدم زدي ...

اگه يك شب ديگه ...

اگه ...

 

 

در زندگي زخمهايي هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد , اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد , چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باور نكردني را جزو اتفاقات و پيشامدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر كسي بگويد يا بنويسد , مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي كنند آنرا با لبخند شكاك و تمسخر آميز تلقي بكنند ... ؟!

((مرحوم صادق هدايت))

 

 

آخرين سلام بر سياوشيهاي گلم ...

عرض شود ...

 

اين قصه ي غمگين را مي خواني و مي خوانم ...

اينجوريه ديگه بالاخره ... نمي دونم هر چي نگاه مي كنم مي بينم خداي بزرگ قصه مون , اين دنياي دراندشت رو خيلي حقير ساخته , به هر چي نگاه كني در نهايت نابود ميشه حتي خود من و شما ! , اصلا انگار از لحظه ي شروع هر چيزي رو به نابودي حركت مي كنه و با اين حساب پيشرفت يعني حركت به سمت نابودي !

دنياي خودموني آدما هم كه قربونش برم , شده همون دنياي رجاله ها كه صادق خان گفت , همه داريم مي لوليم تو هم , هيچكي هم نمي فهمه اون يكي رو و همينطور مي چرخيم و اسمش هم زندگيه البته زندگي صداش مي كنند !

 

 

چه خوش باشد از اين غمخانه رستن ...

2 هفته پيش يه فيلم از شبكه 3 پخش شد , من براي اولين بار نشتم و يك فيلم سينمايي رو كامل نگاه كردم , فيلم افسانه 1900 , توي اين فيل زيبا طرف يه حرف قشنگي زد , گفت : همه بالاخره يه روزي مي افتند مثل يه تابلو كه سالها به ديوار وصله و خودش يه روزي خود به خود مي افته , انگار كه هيچ وقت نبوده و فرقي هم براي كسي نمي كنه ! اون تابلو مي افته و بوم ... ! اين كاملا حرف درستيه ولي من اينم بهش اضافه مي كنم : حالا كه چاره اي جز (در نهايت) افتادن نيست , بايد , تا زمان افتادنم اونطوري كه دوست دارم مونده باشم ! هميشه تو خونه ميگم آخرش ميرم يه جاي دور كه دست هيچكسي بهم نرسه جايي كه فقط خودم باشم و تا آخر دنيا بارون بياد , قعلا از اينجا كه رفتم , اميدوارم هر چه زودتر اونجايي كه مي خوام هم برم و دست هيچكسي ديگه بهم نرسه , حتي خدا كه اينقدر ادعاي قدرت داره !!!

 

بگذريم ...

ياد روزايي كه كوچه ... زير سايه ي تنم بود

سه سال و ربع پيش از وبلاگ موزيك نوشتن نقل تفكر كردم و شروع به نوشتن در اينجا ... ! اون زمان طرفداراي سياوش خيلي سليقه هاي محكمي داشتند روي ترانه فكر مي كردند , روي تك تك لحظه هاي آهنگ و روي كوچكترين تحريرهاي صداي سياوش كه مختص خود او بود , تمركز مي كردند و از ترانه و آثار سياوش همه ي كمبودها و ياد زيادبودهاشون رو كنترل مي كردند ! هر كسي مي خواست تنها و آروم بشينه و با خودش باشه آهنگ سياوش گوش مي كرد و اونائيكه هميشه دوست داشتن تنها باشن و با خودشون , مي شدن مثل من , عاشق و طرفدار سياوش قميشي ... .

 

لحظه هاي شبو با ستاره قسمت مي كني ...

پيش خودم گفتم با اين همه آدم با احساس و طرفدار متفكر و باشعور بهترين كار اينه كه يه مجموعه راه بندازم و يه سري آدم , مثل خودم كه اهل خنديدن بيخود و شاد بودن نيستن رو جمع كنم و بشينيم همه با هم , به زندگي هم , فكر كنيم , به موزيك سياوش , و اطلاعاتي كه عادت كرده بودم براي خودم از موسيقي جمع كنم رو بعنوان يك مركز در اختيار اين جمع قرار بدم , خب اين ارزش رو براي طرز فكر اين عزيزان قائل بودم كه بخوام پايه ي تفكراتشون بشم و ديگه شروع به نوشتن در اين جزيره كردم و چه شبايي كه تا صبح دنبال كاراي وبلاگ بودم اطلاعات جمع مي كردم , مطالب رو مرتب مي كردم و خيلي هم حال مي كردم كه چقدر خوبه كه همه اين جمع موزيك رو مي فهمن , مي فهمن همه ي دنيا قر دادن و خنديدن و چه مي دونم دنبال اين و اون افتادن نيست و  ... .

 

Ostad Siavash Ghomayshi

 

تو سكوت خسته ي باور من ... سايه ام فكر جدايي مي كنه

بقيه رو هم مسخره مي كردم و مي گفتم كه نمي فهمين موسيقي سياوش چيه , نمي دونين عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون و از اون طرف سياوش و موزيكش هر روز بيشتر بر روي من اثر مي كرد , تنهايي رو توي اون سكوت و آرامش اول جزيره مي ديدم , روزاي برفيم با روز برفي سياوش مي گذشت و شباي بارونيم با زمزمه , زيباترين تصويراي دنيا رو توي ترانه ي غروب مي ديدم , عشقو توي اون ضجه هاي ويدئوي حكايت شناختم , روزامو با خار شروع مي كردم و شبامو با قصه ي امير تموم و خلاصه به مرور موزيك سياوش به من ياد داد كه چطور ميشه با موزيك زندگي كرد و فهميدم چطور يه نفر مي تونه عين موزيكش باشه ... و حالا امروز ديگه همه چيز من شده موزيك گوش كردن و موزيك كار كردن و موزيك و ديگه هيچكار ديگه اي نمي خوام داشته باشم , مي خوام برم و به موسيقي فكر كنم و نه هيچ چيز ديگه اي ... !

 

آسموني تو مي دوني ... اين بارونه

اين وبلاگ براي من حرمت داره هميشه سعي كردم زندگيم رو دو بخش مساوي بكنم و يكي از اين دو بخش رو به اين وبلاگ اختصاص بدم ولي الآن فرصتش رو ندارم و دوست هم ندارم وبلاگ رو در درجه ي دوم كارهاي زندگيم قرار بدم و به ديد يك سرگرمي يا تفريح بهش نگاه كنم , مثل موزيك (...) كه هيچوقت نمي خوام براي حال كردن و شمال رفتن گوشش كنم !!! اينها براي من ارزش هستند نه چيزايي كه بقيه عادت دارن ارزش خطابشون كنند و به همين دليل ديگه من نيستم .

 

farhad mehrad

 

بگو اگر چه به جايي نمي رسد فرياد ... !

بنده عادت دارم از اعتقاداتم بدون ترس از هيچ احدي حرف بزنم , حالا هر كسي مي تونه هر طور كه دوست داره فكر كنه براي من مهم نيست , هميشه بعضيها هستند كه سرشون رو كردن زير برف تا بقيه يه سري از قضايا رو متوجه نشن و الحمدالله مردم ما هم كه آماده هستند بقيه بهشون خط بدن و در نتيجه چنين افرادي راحت سوار بقيه ميشن , مثل همين قضيه اسلام كه ديگه واسه مردم ما شده يه سوژه كه باهاش برن سر كار يا خيلي مسائل ديگه كه ديگه حوصله ي گفتنش نيست , اصلا بابا كي اين روزا از اعتقاداتش مي نويسه و حرف مي زنه ؟ كي از اعتقاداتش مي خونه ؟؟! كي اصلا اين چيزا رو مي فهمه ؟ ول كن بابا همه نونو به نرخ روز بخوريم , هان ؟!

 

هر كي بريزه شادونه ... فكر مي كنن خداشونه !!!

بدون تعارف با بودن من خيليها خيلي حرفها رو نمي تونستن بزنن و نمي تونستن خيلي كارها رو توي اين وبلاگهاي سياوشي بكنند و خيليها هم ناخودآگاه وبلاگهاشونو اونطور كه من مي خواستم مي چرخوندن و اين براي من خيلي لذت بخش بود , ولي خب از اين به بعد اين عزيزان دست به كار ميشن و با نامها و اشكال مختلف مي تونن خودشون رو خالي كنن شايد هم از روزي كه من گفتم مي خوام برم شروع بكار كرده باشن !! , نمي دونم مهم هم ديگه نيست چون اگه بود من مي موندم و نمي گذاشتم , يه سري مسائل ديگه شده قضيه ي عمو قدرت تو سريال زير تيغ كه ديگه به فكر مرگ داداشش نيست فكر هوسهاي خودشه ! و خب اين افراد هم قضيه شون همينه , بي خيال اين حرفها گفتن نداره اونائيكه مي فهمن , كه مي فهمن و كار خودشون رو مي كنند و به حرف ديگرون كاري ندارن , اونائي هم كه نمي فهمن ديگه نمي فهمن و حقشونه كه توي دست بقيه بچرخن !

 

اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد ...

براي من نوشتن از اسطوره اي كه ناب ترين آثار , بزرگاني چون عماد رام , امير رسايي , عارف , شهرام صولتي , ليلا قروهر , شهرام شب پره , شهره و بسياري ديگر از خوانندگان تراز اول موزيك كشورمون , از اوست , بسيار لذت بخش بود و هميشه به خودم مي بالم كه بالاخره در مملكت ما هم هنرمندي در سطح موزيك جهاني وجود داره , اميدوارم خدا سايه ي اين بزرگ را از سر موزيك ما كم نكند , خوش بوديم و با هم حرفاي خيلي هاتون رو شنيديم و خيلي از حرفاتون رو هم نشنيديم , خيلي حرفا زدم و خيلي ها نشنيدن و خيلي حرفها رو نزدم و بعضيا شنيدن و اين يعني جمع سياوشي هاي واقعي ...

 

************************

در پايان هم يكي از اولين آهنگهاي ساخته شده توسط استاد سياوش قميشي رو براي دانلود شما عزيزان در زير قرار ميدم , من اگر قرار باشه در بين آثاري كه در آرشيو دارم دو اثر را بعنوان آهنگ مورد علاقه م عنوان كنم مطمئنا يكي از اين دو , اين آهنگ خواهد بود , اثري كه من بي نهايت دوستش دارم , آهنگ "رفتم من از ياد" , بد نيست بدونيد اين اثر 4 اجراي مختلف داره , اولين اثري ست كه امير رسايي اجرا كرده و آهنگ مورد علاقه ي خود شخص امير رسايي هم هست . من يكي از اجراهاي بسيار كمياب اين آهنگ رو براي شما در زير قرار ميدم مي تونيد دانلود كنيد و لذت ببريد .

/ 175 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arash

bargharar bashido sabz

آرمان

ای پرندهی مهاجر/سفرت سلامت اما... به کجا میری عزیزم/قفس تموم دنیا ... پدرام جان بسیار زیباست

سارا

مي توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن. مرسي از مطالبت خيلي قشنگ و با احساس،مثل خود سياوش حرفات خيلي عمق داشت مثل جزيره سياوش...... بازم خيلي مرسي............

حسن

ترانه بدون سانسور ترانه هایی از نسل شهامت با صدای علیرضا http://uncensoredlyrics.blogfa.com

حسن

ترانه بدون سانسور ترانه هایی از نسل شهامت با صدای علیرضا http://uncensoredlyrics.blogfa.com

سميرا

پاسخ دهيد و جايزه بگيريد پنجاه عدد دامنه فارسي به انتخاب خودتان . بيست عدد آيپاد دو گيگا بايت سري جديد .. يکعدد آيپد 32 گيگا بايت جديد براي اطلاعات بيشتر به آدرس زير رجوع کنيد http://www.1189.ir

sina

aziz 1 sabte nami 1 ozviati bezar / ma ke dar kafe alboome kamele va jdide siavash mondim

sina

fadat sham ma dar kafee ahang jadide siavash hastim

عیسا

سلام... این کامنتها ... جالبن نه؟ ملت اصلن نمی بینن کجان ... عجیبه ... بر قرار باشید خاطره های خوش ..

عیسا

بدرام یه اخباری چیزی بده... کجایی؟ وبلاگی ؟ ایمیلی ؟